چند رباعی فوق العاده از خیام نیشابوری

بهترین رباعی ها و اشعار خیام تقدیم نگاهتون

لینک اینستاگرام مجله اینترنتی ویردو

اين يک دو سه روز نوبت عمر گذشت
چون آب به جويبار و چون باد به دشت
هرگز غم دو روز مرا ياد نگشت
روزي که نيامده‌ست و روزي که گذشت.

بهترین رباعی ها و اشعار خیام

آن عاشق ديوانه کـه اين خمار مستـــي را سـاخت
معشــــوق و شـــراب و مــــي پرستـــي را سـاخت
بـــي شـــک قـــــدحــي شــــراب نوشيـــــد و از آن
سـر مـست شــد ايــن جهــان هستــي را سـاخت.

بهترین رباعی ها و اشعار خیام

امروز که نوبت جواني من است
مي نوشم که از آنکه کامراني من است
عيبم مکنيد . گرچه تلخ است خوش است
تلخ است ، از آنکه زندگاني من است.

بهترین رباعی ها و اشعار خیام

تو خالقي و مرا چنين ساخته اي
هستم به مي و ترانه دلباخته اي
چون روز ازل مرا چنين ساخته اي
پس در دوزخم چــرا انداخته اي
.

بهترین رباعی ها و اشعار خیام

چـون عهده نمی‌شـود کسی فردا را
حـالی خـوش دار این دل پر سودا را
می نوش به ماهتاب ای ماه که ماه
بسیار بتابد و نیابد ما را..

بهترین رباعی ها و اشعار خیام


‏ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم
وین یک دم عمر را غنیمت شمریم
فردا که ازین دیر فنا سر گذریم
با هفت هزار سالگان سر به سریم
.

بهترین رباعی ها و اشعار خیام


‏ای‌کاش که جای آرمیدن بودی
یا این رَهِ دور را رسیدن بودی
کاش از پیِ صد هزار سال از دل خاک
چون سبزه امید بر دمیدن بودی!

بهترین رباعی ها و اشعار خیام


‏ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود
نِی نام زِ ما و نِی‌ نشان خواهد بود
زین پیش نبودیم و نَبُد هیچ خلل
زین پس چو نباشیم همان خواهد بود.


‏این کوزه چو من عاشق زاری بوده است
در بند سر زلف نگاری بوده‌ست
این دسته که بر گردن او می‌بینی
دستی‌ست که برگردن یاری بوده‌ست.

رباعی های خیام


‏‎در کارگه کوزه گری رفتم دوش
دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش
ناگاه یکی کوزه برآورد خروش
کو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش.


‏گر شاخ بقا ز بیخ بختت رست است
ور بر تن تو عمر لباسی چست است
در خیمه تن که سایبانی‌ست تو را
هان تکیه مکن که چارمیخش سست است .


‏بنگر ز جهان چه طَرْف بر بستم؟ هیچ
وز حاصلِ عمر چیست در دستم؟ هیچ
شمعِ طَرَبم ولی چو بنشستم، هیچ
من جامِ جَمَم ولی چو بشکستم، هیچ.


‏هر یکچندی یکی برآید که منم
با نعمت و با سیم و زر آید که منم
چون کارَک او نظام گیرد روزی
ناگه اجل از کمین درآید که منم.


‏من هیچ ندانم که مرا آنکه سرشت
از اهل بهشت کرد یا دوزخ زشت
جامی و بتی و بربطی بر لب کشت
این هرسه مرا نقد و ترا نسیه بهشت


‏گویند بهشت با حور خوشست
من گویم اب انگور خوش است
این نقد بگیر و دست زان نسیه بدار
که اواز دُهل شنیدن از دور خوشست


‏‎ترکیب طبایع چو به کام تو دمی است
رو شاد بزی اگرچه برتو ستمی است
با اهل خرد باش که اصل تن تو
گردی و نسیمی و غباری و دمی است

بهترین رباعی ها و اشعار خیام

مطالب پیشنهادی
بهترین ابیات و اشعار مولوی (مولانا جلال الدین بلخی)
منتخب بهترین ابیات و اشعار وحشی بافقی
۲۳ بیت از بهترین ابیات سعدی شیرازی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *