غمگین ترین شعرهای تنهایی ، جدایی و دلتنگی

غمگین ترین شعرهای تنهایی و جدایی و دلتنگی ، درد ، غم ، اشک ، جنون ، سکوت خانه ، برای آدم های خسته و بی حوصله را برای شما آماده کردیم.همچنین با موضوعاتی مثل نفس ، تنت ، پرنده ، کافه و فال از شاعران پر آوازه ایران معینی کرمانشاهی ، صائب تبریزی ، فریدون مشیری و سعدی و …

اینستاگرام مجله اینترنتی ویردو

شعر درباره خستگی
شعر درباره بی حوصلگی
شعر درباره تنهایی
شعر درباره درد
شعر درباره اشک
شعر درباره سکوت
شعر درباره تن
شعر درباره فال
شعر درباره کافه
شعر درباره مستی
شعر درباره پرنده

غمگین ترین شعرهای تنهایی و جدایی درباره خستگی

این تن ِ خسته،
ز جان تا به لبش راهی نیست…
“مهدی اخوان ثالث”

عکس نوشته و شعر همه گفتند که تو خنده کنان می رفتی خسته ام از تو و این ماضی استمراری

هنوز اگر تو بیايي…!،
دوباره می شوم آغاز …!
اگر چه خسته تر از…،
آفتابِ بر لب بامم….!
“حسين منزوى”

شعر و عکس نوشته میخواهمت چون شب خسته خواب را

دل مسکین مرا نیست در اینجا قدری
زانکه صد دل چو دل خسته ی من هست اینجا
“خواجوی کرمانی”

گفته بودی که چرا خوب به پایان نرسید؟_راستش زور من ِ خسته به طوفان نرسید__ابیات و اشعار و تک بیتی شعرهای استاد شهریار

با ما کمے مهربانتر باش
اے عشق !
ما سیب هاے خسته اے هستیم
که از چشم هاے جاذبہ افتاده ایم!
“مریم ملکی”

من در این تاریکی
پی یک ” برۀ روشن” هستم
که بیاید “علف خسته گیم ” را بچرد !
“سهراب سپهری”

دنیای من ، دنیای دل ، دنیای عشق است و جنون
سودای من ، سودای دل ، سودای عشق است وجنون
“معینی کرمانشاهی”

غمگین ترین شعرهای تنهایی و جدایی درباره بی حوصلگی

من ماهی ام؛
اما به سرم شور نهنگ است..!
این برکه‌ی بی حوصله
اندازه‌ی من نیست…!
“علیرضا بدیع”

من تمامم پر از این حالت بی حوصلگی ست عکس نوشته و شعر
بی حوصله

⁣پر نقش تر از فرش دلم بافته ای نیست
از بس که گره زد به گره حوصله ها را
“محمد علی بهمنی”

غمگین ترین شعرهای دلتنگی درباره تنهایی

انگشتت را هر جای
نقشه خواستی بگذار
فرقی نمی‌کند
تنهایی من
عمیق‌ترین جای جهان است
و انگشتان تو
هیچ وقت به عمق فاجعه
پی نخواهند برد!
“لیلا کردبچه”

عکس نوشته و شعر یک نفر نیست صدایم بزند برگردم میبرم با چمدان این همه تنهایی را

مسیح نیستم
اما
تنها که می شوم
خاطره های زیادی را
زنده می کنم…
“محمد مصدق”

عکس نوشته و شعر شباهت من و تو هر چه بود ثابت کرد که فصل مشترک عقل و عشق تنهایی ست فاضل نظری

دلم به پاکی دامان غنچه می‌لرزد
که بلبلان همه مستند و باغبان تنها
“صائب تبریزی”

عکس نوشته و شعر ماهی تنهای تنگم کاش دست سرنوشت برکه ای کوچک به من می داد دریا پیشکش سجاد سامانی

کیم من؟ آرزو گم کرده‌ای تنها و سرگردان
نه آرامی نه امیّدی، نه همدردی نه همراهی
“رهی معیری”

عکس نوشته و شعر برو تنها مرا بگذار بس کن ای ترحم را تحمل میکنم هر جور باشد حرف مردم را الهام دیداریان

شب ز غم چون گذرانم
منِ تنها مانده؟
ای خوش آن‌کس که شبش
تکیه به پهلوی کسی‌ست
“امیر خسرو دهلوی”

من در آیینه رخ خود دیدم
و به تو حق دادم
آه می بینم،
می بینم
تو به اندازه ی تنهاییِ من خوشبختی
من به اندازه ی زیباییِ تو غمگینم…
“حمید مصدق”

هرچه گشتیم در این شهر نبود اهل دلی
که بداند غم دلتنگی و رسوائی ما
غم به دل ، کیسه تهی ،
درد فزون ،
می دانم هست خدائی که شود ،
ضامن تنهایی ما . . .
“معینی کرمانشاهی

غمگین ترین شعرهای تنهایی و دلتنگی درباره درد

بگويم عاشقم ، بی همدمم ، ديوانه ام ، مستم
نمی دانم كدامين حال و درد خويشتن گويم… .
“معینی کرمانشاهی”

عکس نوشته و شعر تو نبین ساکت و آرام نشستم کنجی درد ناگفته زیاد است ولی محرم نیست سید تقی سیدی

با او بگو چه می کشم از درد اشتیاق
شاید وفا کند بشتابد به یاری‌ ام
“فریدون مشیری

عکس نوشته و شعر وقتی دلت با من نباشد بودنت درد است هر بار می گفتم بمان این بار لازم نیست طاهره اباذری هریس  غمگین ترین شعرهای تنهایی ، جدایی و دلتنگی
عکس ِ خانه

دلم از نرگس بیمارِ تو
بیمار تر است
چاره کن دَرد کسی
کز همه ناچار تر است …
“فروغی بسطامی

عکس نوشته و شعر زندگی درد قشنگی ست به جز شب هایش

درد بی‌ عشقی
زجانم برده طاقت
ورنه من
داشتم آرام
تا آرام جانی
داشتم
“رهی معیری

با او بگو چه می کشم از درد اشتیاق
شاید وفا کند بشتابد به یاری‌ ام
“فریدون مشیری”

ناگهان خوابی مرا خواهد ربود
من تهی خواهم شد از فریاد درد …
“فروغ‌ فرخزاد”

کشته معشوق را درد نباشد که خلق…
زنده به جانند و ما زنده به تاثیر او!
“سعدی”

علاج درد مشتاقان، طبیب عام نشناسد
مگر لیلا کند درمان، غم مجنون شیدا را
“سعدی

غمگین ترین شعرهای تنهایی و جدایی درباره اشک

“وضو” می گیرم از اشک هایم …
رو به “قبله” ی دلتنگی می ایستم …
برای داشتنت “نیت” می کنم … “
الله اکبر ” عجب صبری دارد “دلم” …
“شیما عبداللهی”

عکس نوشته و شعر شک ندارم اشک می ریزند ماهی ها در آب اشک ماهی ها نباشد آب دریا شور نیست مهتاب یغما  غمگین ترین شعرهای تنهایی ، جدایی و دلتنگی
جنون ماهی ها

سوختم از آتش دل در میان موج اشک
شوربختی بین که در آغوش دریا سوختم…
“رهی معیری”

بی نیاز است به هر ترجمه و تفسیری
سوره ی اشک که از چشم تو نازل شده است
“یاسر قنبرلو”

چون گل ز ساده لوحی، در خواب ناز بودیم
اشک وداع شبنم، بیدار کرد ما را
“صائب تبریزی”

ای فصل با باران ما برریز بر یاران ما
چون اشک غمخواران ما در هجر دلداران ما
ای چشم ابر این اشک‌ ها می‌ ریز همچون مشک‌ها
زیرا که داری رشک‌ ها بر ماه رخساران ما
“مولانا”

غمگین ترین شعرهای تنهایی درباره سکوت

همين كه می‌آیی
تنم خو می‌گیرد با عطرت!
لب‌هایت
مُهر سکوت لب‌هایم می‌شوند..
و من افطار می‌کنم
روزه‌ی نبودنت را
با همین عاشقانه‌های ساده
و ماه‌ام عسل می‌شود!
“ياشار عبدالملكى”

عکس نوشته و شعر عشق یعنی بی گلایه لب فرو بستن سکوت دلخوش از اینکه شبی با او قراری داشتی  غمگین ترین شعرهای تنهایی ، جدایی و دلتنگی

ناله اگر که برکِشم
خانه خراب می شوی…
خانه خراب گشته ام
بس که سکوت کرده ام…!
“صائب تبریزی”

دلمان به بی کسی صدایمان به سکوت اشعار سید علی صالحی

مرا جواب می‌کند
سکوت چشم‌های تو
و باز تنگی نفس
و باز هم هوای تو
دوباره می‌زند به این
سر جنون گرفته‌ام
دوباره انقلاب من
دوباره کودتای تو..
“شفیعی کدکنی”

آرامتر سکوت کن ، صدای بی تفاوتی هایت آزارم می دهد-نادر ابراهیمی  غمگین ترین شعرهای تنهایی ، جدایی و دلتنگی
غمگین ترین شعرهای تنهایی جدایی دلتنگی غم بی حوصله گی

شهر آرام
خانه ها خاموش
جلوه گاه سکوت و زیبایی
نیمه شب
زیر این سپهر کبود
من و آغوش باز تنهایی
“فریدون مشیری

در سکوت ممتد دیوار
تلاطم دل اجر را
چه میداند
برگ رها شده در آغوش نسیم…
“مسعود مولایی”

بنشین ٬ مرو ٬ که در دل شب ٬ در پناه ماه
خوش تر ز حرف عشق و سکوت و نگاه نیست
“فریدون مشیری”

غمگین ترین شعرهای جدایی درباره تن یار

آغشته شده ام به تو
به عطرِ تنت
همچون جزیره ای
که اسم و رسم اش را
با بهارش می‌شناسند…
“مریم قهرمانلو

عکس نوشته و شعر تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد پرستار کرونا پزشک
تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد شعر تنت

طاق ابرویت نماز عشق می خواهد ز من!
عاشقی ها با تو دارم ای تنت سجاده ام!
“محمود رضا اکبری”

غمگین ترین شعرهای جدایی درباره فال

رشوه ها بر فال بينت داده ام شايد که او
سايه اي از من بيابد در ته فنجان تو
“محمود افهمي”

عکس نوشته و شعر به یاد آن کسی که چشمهایش برده جانم را تفال میزنم هر شب مفاتیح الجنانم را

در فال غريبانه ى خود گشتم و ديدم
جز خط سياهى ته فنجان خبرى نيست…
“اميد صباغ نو”

چقدر احمقانه ست از یک قهوه ی تلخ انتظار یک فال شیرین داشتن عکس نوشته و شعر
غمگین ترین شعرهای تنهایی جدایی دلتنگی بی حوصله گی

نه فال مي خواهم
نه فنجاني قهوه…
استکاني خستگي ام را مي نوشد..
که غروب
رنگ شعرهاي مرادارد
رنگ دمکرده هاي تازه ي ذهنم…
پاييز
در باغ کافه ي فصل
چه خونِ کفتري مي نوشد…!!!!….
“گويا فيروزکوهي”

کس نبود که فال قهوه‌ي مرا بگيرد
و نداند که تو محبوبِ مني…
کس نبود که در دستم کف‌بيني کند
و حروف چهارگانه‌ي نامت را کشف نکند…
“نزار قباني”

فالِ بردن مزن دلا ؛
زنهار !
عشق بازان هميشه مي‌بازند…
“طالب آملي”

ته فنجانِ من اي بخت…! تو کابوس نريز
اينقدر در ته فالم تنِ مأيوس نريز
“حمزه بني سعيد”

فال حافظ زدم آن رند غزلخوان هم گفت…
زندگي بي تو محال است ، تو بايد باشي…
“ليلا قربانيان”

غمگین ترین شعرهای تنهایی درباره کافه

واي از ما
نه جوجه هايمان را شمرديم
نه نبض برگهاي پاييز را گرفتيم
ونه کافه گردي کرديم
چه زود پاييزمان
به سکانس پايانيِ يلدايش رسيد!
حيف پاييز نبود؟
“نرگس صرافيان طوفان”

عکس نوشته و شعر و چشمهایت همان کافه ی دنجی ست که قهوه هایش حرف ندارد

و چشم هاي تو
همان کافه ي دنجي است که
قهوه هايش حرف ندارد…
“سوسن درفش”

با دست هاي ناز تو در کنج کافه اي
فالي ميان يک ته فنجانم آرزوست
“همايون رحيميان”

ميز دنجي کنج کافه ،قهوه و سيگارها
صبح و ظهر و شب هميشه با خيالت بارها
“شکيبا شهيدي”

کافه گردي
با تو
در دي ماه
مي چسبد عجيب
گور باباي همه
استاد و
درس و
امتحان…!
“امير حسين زاهدي”

دوستت دارم
ولي اين ماهِ دي را صبر کن
کافه گردي ها بماند
بعدِ فصلِ امتحان
“صادق ابراهيم زاده”

غمگین ترین اشعار جدایی و تنهایی درباره مستی

دم مسيح و حيات ابد به ما نرسد
غنيمتي شُمر اي دوست وقت مستی را
“اهلي شيرازي

امروز هم به رخوت بي بادگي گذشت
آري گذشت! مستی دلدادگي گذشت
در آتش خيال تو با خود قدم زدم
دوران عاشقي به همين سادگي گذشت..
“فاضل نظري

در کمند موي او دادم زکف آزادگي
از دو عالم برگزيدم مستی و دلدادگي
“بهادر يگانه

گر بت رخ توست، بت‌پرستي خوش‌تر
ور باده ز جام توست، مستی خوش‌تر
در هستي عشق تو از آن نيست شوم
کين نيستي از هزار هستي خوشتر
“مهستي گنجوي

غمگین ترین اشعار تنهایی درباره پرنده

آخرین پرنده را هم رها کردم
اما هنوز غمگینم !
چیزی در این قفس خالی هست؛
که آزاد نمی‌شود…
“گروس عبدالملکیان”

عکس نوشته و شعر پرنده که مرد دهان قفس تا ابد باز ماند منیره حسینی
پرنده

و عشق، تنہا عشق…
مرا بہ وسعت اندوه زندگےها برد،
مرا رساند…
بہ امڪان یڪ پرنده شدن…!!!
“سہراب سپہرے

عکس نوشته و شعر و عمر شیشه ی عطر است پس نمیماند پرنده تا به ابد در قفس نمی ماند _فاضل نظری
غمگین ترین شعرهای تنهایی جدایی غم دلتنگی خانه جنون تنت پرنده خسته
عکس نوشته و شعر غافل مشو ز دل بیقرار ما کاین مرغ پر شکسته قفس ها شکسته است صائب تبریزی
صائب تبریزی

آنچه باقیست ، همان قصه ی عشق است و جنون
غیر از این هر چه بود ، آب روان می بینیم
“معینی کرمانشاهی”

همچنین بخوانید 
شعر مناسب برای وضعیت و استوری و کپشن 
چند بیت بسیار زیبا برای وضعیت و اینستا
شعر نو کوتاه و غزل فارسی با موضوع زن و عشق

اشعار خسته ، بی حوصله ، تنهایی ، جنون ، تنت ، پرنده و خانه از فریدون مشیری ، معینی کرمانشاهی ، صائب تبریزی و سعدی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *