شعرهای بسیار زیبای فریدون مشیری

اشعار فریدون مشیری شاعر

لینک اینستاگرام مجله اینترنتی ویردو

“من اینجا ریشه در خاکم
من اینجا عاشق این خاک اگر آلوده یا پاکم
من اینجا تا نفس باقیست می مانم
من از اینجا چه می خواهم،نمی دانم
امید روشنائی گر چه در این تیره گیهانیست
من اینجا باز در این دشت خشک تشنه می رانم
من اینجا روزی آخر از دل این خاک با دست تهی
گل بر می افشانم
من اینجا روزی آخر از ستیغ کوه چون خورشید
سرود فتح می خوانم
و می دانم
تو روزی باز خواهی گشت”.

اشعار فریدون مشیری شاعر

‏مدتی هست
به دل سوزے خود مشغولم
ڪه دلم بند نفس هاے
ڪسی هست ؛ ڪه نیست…

اشعار فریدون مشیری شاعر


‏اى جامِ به هم ريخته، صدبار نگفتم
با سنگ‌دلان يار مشو، مى‌شكنندت !؟
‏اى جامِ به هم ريخته، صدبار نگفتم
با سنگ‌دلان يار مشو، مى‌شكنندت !؟

اشعار فریدون مشیری شاعر
شعر


‏تو را به هر چه تو گویی،
به دوستی سوگند
هر آنچه خواهی از من بخواه،
صبر مَخواه!
که صبر راه درازی به مرگِ پیوسته‌ست…

اشعار فریدون مشیری شاعر


‏تـو بـه دادم بـرس ای عـشق ، که با ایـن هـمه شـوق
چـاره جـز آنکـه به آغـوش تـو بگـریـزم نـیست
.

اشعار فریدون مشیری شاعر

شعر خوب بخوانید


‏‎عمر، پا بر دل من می‌نهد و می‌گذرد
خسته شد چشم من از این همه پاییز و بهار
‏دستِ مرا بگیر که باغ نگاه تو
چندان شکوفه ریخت که هوش از سَرم ربود !

اشعار فریدون مشیری شاعر


‏از بـس کـه غـم تـو قـصه در گـوشم کــرد
غـم هـای زمانـه را فـرامـوشم کــرد
یـک سیـنه سخن بـه درگـهت آوردم
چـشمان سخـنگـوی تـو خـاموشم کـرد
.

اشعار فریدون مشیری شاعر


تو چیستی؟که من از هر موج تبسم تو
بسان قایق سرگشته روی مردابم…

اشعار فریدون مشیری شاعر


‏بگذار سر به سینه من تا که بشنوی
آهنگ اشتیاق دلی دردمند را

اشعار فریدون مشیری شاعر

‏گفته بودی که «چرا محو تماشای منی؟
و آنچنان مات که یک دم مژه بر هم نزنی؟»
مژه برهم نزنم تاکه زدستم نرود
ناز چشم تو به قدر مژه برهم‌زدنی…

اشعار فریدون مشیری شاعر


‏‎‎بی تو مهتاب شبی
باز هم از ان کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره
به دنبال تو گشتم.

اشعار فریدون مشیری شاعر


‏بنشین!
مرو!
کہ در دلِ شب، در پناه ماه..
خوش تر ز حرفِ
عشق و
سڪوت و
نگاه نیست…

اشعار فریدون مشیری شاعر


‏غم زمانه به پایان نمی رسد، برخیز!
به شوق یک نفس تازه در هوای بهار.


‏اینکه مردم یکدگر را مى‌درند
گرگهاشان رهنما و رهبرند
این ستمکاران که با هم همرهند
گرگهاشان آشنایان همند

شعرهای زیبا

عمری به هر کوی و گذر گشتم که پیدایت کنم
اکنون که پیدا کرده ام ، بنشین تماشایت کنم
الماس اشک شوق را تاجی به گیسویت نهم
گل های باغ شعر را زیب سراپایت کنم
بنشین که با من هر نظر،با چشم دل ،با چشم سر
هر لحظه خود را مست تر ، از روی زیبایت کنم
بنشینم و بنشانمت آنسان که خواهم خوانمت
وین جان بر لب مانده را مهمان لبهایت کنم.

.

اشعار فریدون مشیری شاعر

بوی باران ، بوی سبزه ، بوی خاک
شاخه‌های شسته ، باران‌خورده پاک
آسمانِ آبی و ابر سپید
برگ‌های سبز بید
عطر نرگس ، رفص باد
نغمۀ شوق پرستوهای شاد
خلوتِ گرم کبوترهای مست
نرم‌نرمک می‌‌رسد اینک بهار
خوش به‌حالِ روزگار
خوش به‌حالِ چشمه‌ها و دشت‌ها
خوش به‌حالِ دانه‌ها و سبزه‌ها
خوش به‌حالِ غنچه‌های نیمه‌باز
خوش به‌حالِ دختر میخک که می‌خندد به ناز
خوش به‌حالِ جام لبریز از شراب
خوش به‌حالِ آفتاب!


ای دلِ من گرچه در این روزگار
جامۀ رنگین نمی‌پوشی به کام
بادۀ رنگین نمی‌بینی به‌ جام
نُقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که می‌باید تُهی‌ست
ای دریغ از تو اگر چون گُل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای‌ دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشۀ غم را به سنگ
هفت‌رنگش می‌شود هفتاد رنگ
از مجموعۀ : ابر و کوچه

شعر بخوانیم

زمان نمي گذرد عمــــر ره نمي سپرد
صــداي ساعت شماطه بانگ تکرار است
نه شنبــه هست ونه جمعـــه
نه پار وپيرار است
جوان وپير کدام اســــت ؟ زود ودير کدام ؟
اگر هنوز جوان مانده اي به آن معناست
که عشق را به زواياي جان صلا زده اي
ملال پيري اگر مي کشد تو را پيداست
که زير سيلي تکرار
دست وپا زده اي
زمان نمي گذرد
صداي ساعت شماطه بانگ تکرار است
خوشا به حال کسي که لحظه لحظه اش از عشق سر شار است.

.

اي همه مردم ، در اين جهان به چه کاريد ؟
عمر گران‌مايه را چگونه گذاريد ؟
هرچه به عالم بود اگر به‌کف آريد
هيچ نداريد اگر که عشق نداريد
واي شما دل به عشق اگر نسپاريد
گر به ثريا رسيد هيچ نيرزيد
عشق بورزيد
دوست بداريد.

.

بنشین ٬ مرو ٬ که در دل شب ٬ در پناه ماه
خوش تر ز حرف عشق و سکوت و نگاه نیست
بنشین و جاودانه به آزار من مکوش
یکدم کنار دوست نشستن گناه نیست
بنشین ٬ مرو ٬ صفای تمنای من ببین
امشب چراغ عشق در این خانه روشن است
جان مرا به ظلمت هجران خود مسوز
بنشین ٬ مرو ٬ مرو که نه هنگام رفتن است
.

اشعار فریدون مشیری شاعر

مطالب مشابه
۲۳ بیت از بهترین ابیات سعدی شیرازی
بهترین ابیات و اشعار حامد عسگری
بهترین شعرهای نزار قبانی

One thought on “شعرهای بسیار زیبای فریدون مشیری

  • 16 فروردین 1400 در t 10:16 ق.ظ
    Permalink

    بسیار زیبا
    شعر تبلور احساسات ادمهاست که نمیتوانند به زبان بیاورند

    پاسخ دادن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *