زیباترین غزلیات عاشقانه و اشعار عرفانی مولوی

‏با پست زیباترین آثار و دیوان اشعار فلسفی و شعرای عرفانی و غزلیات و ابیات کوتاه ناب عاشقانه معروف فارسی از مثنوی مولوی درباره سفر و خدا و هیچ در خدمتتون هستیم.حتما نظر بدید.

شعر هیچ مولوی سفر
دردا که ز هجران تو ای جان جهان
خون شد دلم و دلت نه آگاه از من
...

آفتاب امروز بر شکلِ دگر تابان شدست
در شعاعش همچو ذره جان من رقصان شدست
مشتری در طالع است و ماه و زهره در حضور
یارِ چوگان زلفِ مه‌رو میرِ این میدان شدست
...

دی شیخ باچراغ
همی گشت گرد شهر
کز دیو و دد ملولم و
(انسانم آرزوست)
گفتند یافت می نشود
جسته ایم ما
گفت آنکه یافت می نشود
آنم آرزوست
...

آن میر دروغین بین با اسپک و با زینک
شنگینک و منگینک سربسته به زرینک
چون منکر مرگست او گوید که اجل کو کو
مرگ آیدش از شش سو گوید که منم اینک
...

آن ساعدِ سیمین را در گردنِ ما افکن
بر سینه ما بنشین ای جان مَنَت مسکن
...

‏به حق این دل ویران و حُسن معمورت
خوش است گنج خیالت در این خرابه‌ی ما
...

زیباترین غزلیات و آثار مولوی درباره مستی و هوشیاری
اشعار عرفانی مولوی

شعرای فارسی مولوی درباره سفر و خدا و هیچ

دهان پر است جهان خموش را از راز
چه مانع‌ست فصیحان حرف پیما را
به بوسه‌های پیاپی ره دهان بستند
شکرلبان حقایق دهان گویا را
...
ای ما و صد چو ما ز پي تو خراب و مست
ما بی تو خسته ايم تو بي ما چگونه ای
...

چون بگذرد خیال تو در کوی سینه‌ها
پای برهنه دل به ‌در آید که جان کجاست
...

شراب شوق می نوشم به گرد یار می گردم
سخن مستانه می گویم ولی هشیار می گردم
گهی خندم ، گهی گریم ، گهی افتم ، گهی خیزم
مسیحا در دلم پیدا و من بیمار می گردم
...

مرا دلیست خراب خراب در ره عشق
خراب کرده خراباتیی به یک بارش
بگو به عشق بیا گر فتاده می‌خواهی
چنان فتاد که خواهی بیا و بردارش
میا به پیش ز درش ببین که می‌ترسم
ز شعله‌ها که بسوزی ز سوز اسرارش
وگر بگیردت آتش به سوی چشم من آ
که سیل سیل روانست اشک دربارش
...

زیباترین غزلیات و آثار و دیوان اشعار فلسفی و شعرای عرفانی و ابیات کوتاه ناب عاشقانه معروف فارسی مثنوی مولوی درباره سفر و خدا و هیچ
دیوان اشعار فلسفی و عرفانی مولوی آیینه

اینستاگرام سایت


زیباترین غزلیات و آثار و دیوان اشعار فلسفی مولوی

زین خلق پر شکایت گریان
شدم ملول
آن‌ های هوی و نعره‌ی مستانم
آرزوست
...

شاهان همه مسکین او
خوبان قراضه چین او
شیران زده دم بر زمین
پیش سگان کوی او
...

‏یک ریسمان فکندی بردیم بر بلندی
من در هوا معلق وآن ریسمان گسسته
...

باران که شدی مپرس این خانه کیست
سقف حرم و مسجد و میخانه‌ یکیست
باران که شدى، پیاله‌ ها را نشمار
جام و قدح و کاسه و پیمانه‌ یکیست
باران! تو که از پیش خدا مى‌ آیی
توضیح بده عاقل و دیوانه یکیست
بر درگه او چونکه بیافتند به خاک
شیر و شتر و رستم و موریانه یکیست
با سوره ى دل، اگر خدا را خواندى
حمد و فلق و نعره مستانه یکیست
این بى‌ خردان، خویش خدا مى‌دانند
اینجا سند و قصه و افسانه یکیست
از قدرت حق، هرچه گرفتند به کار
در خلقت تو و بال پروانه یکیست
...

زیباترین غزلیات و آثار و دیوان اشعار فلسفی و شعرای عرفانی و ابیات کوتاه ناب عاشقانه معروف فارسی مثنوی مولوی درباره سفر و خدا و هیچ
زیباترین غزلیات و آثار و دیوان اشعار فلسفی و شعرای عرفانی و ابیات کوتاه ناب عاشقانه معروف فارسی مثنوی مولوی درباره سفر و خدا و هیچ و نماز
اشعار عرفانی مولوی

ابیات کوتاه ناب عاشقانه و اشعار عرفانی معروف فارسی مثنوی مولوی



گيرم كه وصال دوست را خواهم يافت
اين عمر گذشته را كجا در يابم …؟
...



من حلقه‌های زلفش از عشق می‌شمارم
ورنه کجا رسد کس در حد و در شمارش
...

ماییم که از بادهٔ بی‌جام خوشیم
هر صبح منوریم و هر شام خوشیم
گویند سرانجام ندارید شما
مائیم که بی‌هیچ سرانجام خوشیم
...

تادر طلبِ گوهر ِ كاني، كاني
تا در هوس لقمه ي ناني، ناني
من فاش كنم حقيقت ِ مطلب را
هر چيز كه در جستنِ آني، آني
...

زخمی که زند دستت
بر عاشق سرمستت
نتواند غیر تو ، تدبیر دوا کردن...
...

امیدوارم راضی باشید از پست زیباترین غزلیات و آثار و دیوان اشعار فلسفی و شعرای عرفانی و ابیات کوتاه ناب عاشقانه معروف فارسی مثنوی مولوی درباره سفر و خدا و هیچ
ابیات ناب و کوتاه معروف مولوی درباره خدا و مسجد
همچنین بخوانید :
بهترین ابیات و اشعار مولوی (مولانا جلال الدین بلخی)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.