خاطره ی سروش صحت

لینک صفحه اینستاگرام ویردو

سروش صحت متولد 1344 در اصفهان کارگردان ، نویسنده ، بازیگر و مجری مطرح ایرانی است.از کارهای ایشان می شود به سریال های لیسانسه های یک و دو ، فوق لیسانسه ها ، شمعدونی ، چارخونه و … اشاره کرد.او هم اکنون مجری برنامه پر بیننده ی کتاب باز است.از موفقیت های ایشان جایزه ی سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی برای فیلم جهان با من برقص از جشنواره فجر است. با هم خاطره ی زیبایی از سروش صحت را می خوانیم.خاطره ای از مجموعه خاطرات ایشان با عنوان تاکسی نوشت ها.

خاطره ی سروش صحت از یک راننده تاکسی

داشتم از گرما مي مُردم. به راننده گفتم دارم از گرما مي‌ميرم. راننده كه پير بود گفت: «اين گرما كسي رو نمي‌كشه.» گفتم: «جالبه‌ها، الان داريم از گرما كباب مي‌شيم، شش ماه ديگه از سرما سگ لرز مي‌زنيم.» راننده نگاهم كرد. كمي بعد گفت: «من ديگه سرما رو نمي‌بينم.» پرسيدم: «چرا؟» راننده گفت: «قبل از اينكه هوا سرد بشه مي‌ميرم.» خنديدم و گفتم: «خدا نكنه.» راننده گفت: «دكترا جوابم كردن، دو سه ماه ديگه بيشتر زنده نيستم.» گفتم: «شوخي مي كنيد؟»

راننده گفت: «اولش منم فكر كردم شوخيه، بعد ترسيدم بعدش افسرده شدم! ولي الان ديگه قبول كردم.» ناباورانه به راننده نگاه كردم. راننده گفت: «از بيرون خوبم، اون تو خرابه… اونجايي كه نميشه ديد.» به راننده گفتم: «پس چرا دارين كار مي‌كنين؟» راننده گفت: «هم براي پولش، هم براي اينكه فكر و خيال نكنم و سرم گرم باشه، هم اينكه كار نكنم چي كار كنم.» به راننده گفتم: «من باورم نميشه.» راننده گفت: «خودم هم همين طور… باورم نميشه امسال زمستان را نمي‌بينم، باورم نميشه ديگه برف و بارون را نمي‌بينم، باورم نميشه امسال عيد كه بياد نيستم، باورم نميشه اين چهارشنبه، آخرين چهارشنبه ١٧ تير عمرمه.» به راننده گفتم: «اينجوري كه نميشه.» راننده گفت: «تازه الانه كه همه چي رو دوست دارم، باورت ميشه اين گرما رو چقدر دوست دارم؟»… ديگر گرما اذيتم نمي كرد، ديگر گرما نمي كشتم…

تاکسی نوشت ها _ سروش صحت

همچنین بخوانید گلچین بهترین شعر شاعران
خاطره ی سروش صحت _ تاکسی نوشته ها

One thought on “خاطره ی سروش صحت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.