بهترین شعرهای شمس لنگرودی

گزینه بهترین اشعار نو عاشقانه و عکس نوشته های محمد شمس لنگرودی پستی ست که امروز برای شما آماده شده. شاعر شعر های سپید کوتاه دلتنگی ، دریا ، بهار ، شب ، اندوه ، دست های تو و دوستت دارم . تقدیم نگاهتون :

لینک اینستاگرام مجله اینترنتی ویردو

دوستت دارم
و پنهان کردن آسمان
پشت میله‌ های قفس آسان نیست .

دلتنگی
 خوشه انگور سیاه است
 لگد كوبش كن
 لگد كوبش كن
 بگذار ساعتی سربسته بماند.
 مستت می كند اندوه. گزینه بهترین اشعار نو عاشقانه و عکس نوشته های محمد شمس لنگرودی شاعر شعر های سپید کوتاه

چه شغل عجیبی !
شروع هفته تو را می بینم
باقی هفته
به خاموش کردن خودم در اتاقم مشغولم .

در آغوش هم در این دایره ی بی پایان من امتداد توام یا تو امتداد منی گزینه بهترین اشعار نو عاشقانه و عکس نوشته های محمد شمس لنگرودی شاعر شعر های سپید کوتاه

دلتنگی
خوشه انگور سیاه است
لگد كوبش كن
لگد كوبش كن
بگذار ساعتی سربسته بماند.
مستت می كند اندوه.

نگاه کن چه پیر می شوند رویاهایی که تو را نیافته جهان را ترک می کنند.

چه می گذرد در کتابم
که درختان بریده بر می خیزند
کاغذ می شوند
تا از تو سخن بگویم.

چه شغل عجیبی !
 شروع هفته تو را می بینم
 باقی هفته
 به خاموش کردن خودم در اتاقم مشغولم .

بی آن که تو را ببینم
در تو رها می‌شوم
و در کف دریا چشم می‌گشایم ـ
رودم
و به غرقه شدن در تو معتادم.

غمگین مشو عزیز دلم مثل هوا کنار توام نه جای کسی را تنگ میک نم نه کسی مرا می بیند نه صدایم را می شنود. گزینه بهترین اشعار نو عاشقانه و عکس نوشته های محمد شمس لنگرودی شاعر شعر های سپید کوتاه

پس این فرشتگان پیر شده
جز جاسوسی ما
به چه کار بدی دیگری مشغول اند
که فریاد ما به جائی نمی رسد.

حیف نیست بهار از سر اتفاق بغلتد در دستم و آن وقت تو نباشی گزینه بهترین اشعار نو عاشقانه و عکس نوشته های محمد شمس لنگرودی شاعر شعر های سپید کوتاه
شعر بهار و دریا

از من مپرس چرا دوستت دارم من
تو هم چون شعري 
که هر چه دروغ مي‌گويي ، زيباتر مي‌شوي
.

دوستت دارم و عشق تو از نامم می تراود مثل شیره ی تک درختی مجروح در حیاط زیارتگاهی  گزینه بهترین اشعار نو عاشقانه و عکس نوشته های محمد شمس لنگرودی شاعر شعر های سپید کوتاه

آخر به چه درد می خورد
آفتاب اسفند
این که جای پای تو راآب کرده است.

این همه از تاریکی بد نگویید
شما که فروش چراغتان
به لطف همین تاریکی ست

هديه ام از تولد
گريه بود
خنديدن را تو به من آموختی
سنگ بوده ام
تو كوهم كردی
برف بوده ام
تو آبم كردی
آب می شدم
تو خانه دريا را نشانم دادی
می دانستم گريه چيست
خنديدن را
تو به من هديه كردی.

صبور مانند درختی که در آتش می سوزد و توان گریختن ندارد حیرت زده مانند گوزنی که شاخ های بلند در شاخه گرفتار کرده اند همه این روزها این چنینم

دست های تو
تصمیمم بود
باید می گرفتم و
دور می شدم.

اشتباه نکن نه زیبایی تو نه محبوبیت تو مرا مجذوب خود نکرد تنها آن هنگامی که روح زخمی مرا بوسیدی من عاشقت شدم.

دور از تو
رودی كوچكم
قفل اسكله را می‌بوسم
توقع دریایی ندارم
دور از تو
فواره‌ی بیقرارم
پرپر می‌زنم
كه از آسمان تهی
به خانه‌ی اولم برگردم .

تمامی روزها یک روزند تکه تکه میان شبی بی پایان
گزینه بهترین اشعار نو عاشقانه و عکس نوشته های محمد شمس لنگرودی شاعر شعر های سپید کوتاه

این همه از تاریکی بد نگویید
شما که فروش چراغتان
به لطف همین تاریکی ست …

دیر آمدی موسی
عصر اعجاز ها گذشته است
اکنون عصایت را به چارلی چاپلین قرض بده
تا کمی بخندیم.

در آغوش هم
در این دایره ی بی پایان
من امتداد توام یا تو امتداد منی.

نگاه کن
چه پیر می شوند
رویاهایی که تو را نیافته
جهان را ترک می کنند.

غمگین مشو عزیز دلم
مثل هوا کنار توام
نه جای کسی را تنگ میکنم
نه کسی مرا می بیند
نه صدایم را می شنود.

حیف نیست
بهار از سر اتفاق بغلتد
در دستم
و آن وقت تو نباشی
دوستت دارم
و عشق تو از نامم می تراود
مثل شیره ی تک درختی مجروح
در حیاط زیارتگاهی.

صبور
مانند درختی که در آتش می سوزد
و توان گریختن ندارد
حیرت زده
مانند گوزنی که شاخ های بلند
در شاخه گرفتارش کرده اند
همه این روزها این چنینم.

اشتباه نکن
نه زیبایی تو
نه محبوبیت تو
مرا مجذوب خود نکرد
تنها آن هنگامی که
روح زخمی مرا بوسیدی
من عاشقت شدم.

تمامی روزها
یک روزند
تکه تکه
میان شبی بی پایان
.

پایان پست گزینه بهترین اشعار نو عاشقانه و عکس نوشته های محمد شمس لنگرودی شاعر شعر های سپید کوتاه

همچنین بخوانید
بهترین ابیات و اشعار حامد عسگری
بهترین اشعار گروس عبدالملکیان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *